الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
41
الغدير ( فارسى )
بازگو نموده است « 1 » و ضمنا اين شعر را از او ياد مىكند : - بازگرداندن و راندن از در ، شيوهء اشراف نيست ؛ اين كار از انصاف به دور است . - كم اتفاق افتد كه كسى بر در آيد و او را برانند و باز هم با قلب صاف و بىكينه بازگردد . ثعالبى در شهرت هجو « ناصبى » به سياهرويى اين شعر او را مىآورد : - اى دوست و ياور من از نژاد لؤى بن غالب ! - آن كه بر دوست فرمان مىراند ، ستمگر است ؛ فرمانى صادر شده ، ولى واجب نيست . - تو صاحب زلفى هستى كه چون صورت ناصبى سياه رنگ است . - آن كه مردم را چونان عقرب مىگزد . « 2 » نكتهء قابل توجه شيخ ما مقانى ضمن شرح حال ناشى آورده است : ظاهرا ناشى همان على بن عبد اللّه بن وصيف بن عبد اللّه هاشمى است كه در كتاب عيون اخبار الرضا ، نص حضرت موسى بن جعفر بر امامت حضرت رضا عليه السّلام از او روايت شده است . « 3 » اين شگفتترين اشتباهى است كه در اين كتاب ديدهام . مصادر شرح حال شاعر 1 - الفهرست ، شيخ طوسى . 2 - معالم العلماء . 3 - رجال ابى داود . 4 - رجال النجاشى . 5 - يتيمة الدهر . 6 - الانساب ، سمعانى . 7 - وفيات الاعيان . 8 - معجم الادباء . 9 - ميزان الاعتدال . 10 - الوافى بالوفيات . 11 - خلاصة الرجال . 12 - نقد الرجال . 13 - الكامل ، ابن اثير . 14 - مجالس المؤمنين .
--> ( 1 ) . مطالع البدور : 1 / 25 . ( 2 ) . ثمار القلوب 136 . ( 3 ) . تنقيح المقال : 2 / 313 .